گمنام

Jesme Tamiz Rohe Kasif

آخرین عشق بازی سید
نویسنده : بچه هیئتی گمنام - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٢/۳
 

به نام او که سر داد برای دیدن او

امسال سید برای باز دید از مناطق جنگی جنوب کشور راهی شد

در چند کیلو متری شهر دهلران در بازدید از یادمان شرهانی به همراه

فرمانده ی مقر به منطقه ممنوعه ی چیلات رفتن تصویر بردار

مقر شرهانی به دستور فرمانده سید و مسئول کاروان

رو به بازدید از جند شیار میبره که در میان یکی از این شیار ها

میبینن که سید نیست سریع به عقب بر می گردن و می بینن

که داخل یکی از این شیار ها سید نشسته داره شعر معروف

گلی گم کرده ام...... و میخونه تصویر بردار مقر شرهانی میگفت

رفتیم جلوتر دیدیم که با یه دست بند حمایل آرپیچی و

با دست دیگه لگن شهیدی رو می بوسه و گریه میکنه تصویر بردار

مقر شرهانی میگفت با کمک سید و مسئول کاروان به کندن زمین

مشغول شدیم بعد از کمی کندن چند تیکه استخوان از شهید

پیدا کردیم که به گفته تصویر بردار مقر بعد از جمع آوری در همان

مکان دفن کردن و با یک چوب و سر بند سید علامت گذاشتن و بر گشتن .


و در روز تشیع پیکر مهندس کربلایی سید سجاد مشهد سری با آمدن

تصویر بردار مقر و دوستشان سر بند همان شهید به پیشانی ایشان بسته شد .