گمنام

Jesme Tamiz Rohe Kasif

30 روز گذشت ....
نویسنده : بچه هیئتی گمنام - ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٢/٢۱
 

سی روز گذشت و اما .......

دوباره شهر رنگ بی دردی گرفته مردم در مشکلات عادی خویش گم شده

دگر کسی به فکر کسی نیست همه به فکر زندگی و دگر کسی به یاد مادر نیست

کسی دگر به یاد روضه خوان مادر نیست.....!!!!

ولی چه خوب روضه های ناتمام سید را درون گوشی های موبایلشان زمزمه میکنند....

امسال فاطمیه روی پارچه ها نوشته شده مراسم روضه فاطمیه دوم

به یاد روضه خوان مادر سید سجاد مشهدسری.........

بیایید برای شادی روح او و خوشنودی دل مادرش بفرستیم درود و سلام و صلوات

بر قبر اطهرش.........


 
 
فاطمیه با نوای زنده یاد کربلایی سید سجاد مشهدسری
نویسنده : بچه هیئتی گمنام - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٩/٢/٤
 

 

      نزدیک فاطمیه شدیم و فرزند فاطمه رو از دست دادیم اما .......

          فاطمیه با نوای زنده یاد کربلایی سید سجاد مشهدسری


 
 
آخرین عشق بازی سید
نویسنده : بچه هیئتی گمنام - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/٢/۳
 

به نام او که سر داد برای دیدن او

امسال سید برای باز دید از مناطق جنگی جنوب کشور راهی شد

در چند کیلو متری شهر دهلران در بازدید از یادمان شرهانی به همراه

فرمانده ی مقر به منطقه ممنوعه ی چیلات رفتن تصویر بردار

مقر شرهانی به دستور فرمانده سید و مسئول کاروان

رو به بازدید از جند شیار میبره که در میان یکی از این شیار ها

میبینن که سید نیست سریع به عقب بر می گردن و می بینن

که داخل یکی از این شیار ها سید نشسته داره شعر معروف

گلی گم کرده ام...... و میخونه تصویر بردار مقر شرهانی میگفت

رفتیم جلوتر دیدیم که با یه دست بند حمایل آرپیچی و

با دست دیگه لگن شهیدی رو می بوسه و گریه میکنه تصویر بردار

مقر شرهانی میگفت با کمک سید و مسئول کاروان به کندن زمین

مشغول شدیم بعد از کمی کندن چند تیکه استخوان از شهید

پیدا کردیم که به گفته تصویر بردار مقر بعد از جمع آوری در همان

مکان دفن کردن و با یک چوب و سر بند سید علامت گذاشتن و بر گشتن .


و در روز تشیع پیکر مهندس کربلایی سید سجاد مشهد سری با آمدن

تصویر بردار مقر و دوستشان سر بند همان شهید به پیشانی ایشان بسته شد .